بعضی آدمها واقعاً اینطور فکر میکنند؛ بر خلاف نظر ما!
بارها وسط یک گفتوگو به جملهای برخوردهام که تقریباً همه ما، با شکلهای مختلف، آن را به زبان آوردهایم: «امکان ندارد.» امکان ندارد…
«مدیر باید ریسکپذیر باشد.» جملهای است که احتمالاً همه ما بارها شنیدهایم و شاید خودمان هم از آن استفاده کرده باشیم. من…
بارها وسط یک گفتوگو به جملهای برخوردهام که تقریباً همه ما، با شکلهای مختلف، آن را به زبان آوردهایم: «امکان ندارد.» امکان ندارد…
پارههای کوتاهی از آنچه به فکرم رسیده یا در ذهنم مانده است.
فهمیدن تجربه دیگری با تأییدکردن نتیجهای که گرفته، یکی نیست. میتوانیم بفهمیم کسی چگونه به نقطهای رسیده و همچنان با او مخالف باشیم. میتوانیم واقعیت زندگی او را به رسمیت بشناسیم، بدون آنکه منطق یا انتخابش را صحیح بدانیم
آخرش آدم باید حرف بزند. نه چون همیشه حق با اوست، نه چون گفتوگو همیشه دیگری را تغییر میدهد و نه چون هر اختلافی قابل حل است. باید حرف بزند چون سکوت، جای خالی کلمات را خالی نگه نمیدارد؛ آن را با قضاوت، پیشفرض و سوءتفاهم
داشتن مسئولیت میتواند روی کاغذ اتفاق بیفتد؛ در چارت، در حکم، در شرح وظایف، در دسترسیها و در امضاها. اما پذیرفتن مسئولیت جایی خودش را نشان میدهد که باید یک نفر بگوید اگر این کار انجام نشد، اگر تصمیم اشتباه بود، اگر نتی
زندگی درسهایی پی در پی است که ما برای درک آنها باید زندگی کنیم.